◕‿◕ گلهای بهشت(پیش دبستانی)◕‿◕
◕‿◕سمـیــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم◕‿◕

 

قطار مورچه ها

گله به گله مورچه ها دانه میارند دنبال هم صف می کشند مثل قطارند

دو شاخک و شش پا دارند لاغر و ریزه دندون دارن گاز می گیرن که خیلی تیزه

لانه هاشون توی زمین خیلی قشنگه یا توی خاک مزرعه یا زیر سنگه

مورچه ها توی کارشون حوصله دارن برای خود از همه جا دانه میارن

گندم رو انبار می کنند تا فصل سرما راحت باشن تو لونه شون تمام آنها

----------

                             چند شعر دیگه در ادامه مطلب:


برچسب‌ها: شعر کودکانه, شعرهای واحد کار جانوران

ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 توسط سمیه طائی

 

شعر آقا خرگوشه

 

یک روز یه آقا خرگوشه

رسید به یه بچه موشه موشه


موشه دوید تو سوراخ

خرگوشه گفت : آخ


وایسا، وایسا، کارت دارم

من خرگوش بی آزارم


بیا از سوراخت بیرون

نمی خوای مهمون


یواش موشه اومد بیرون

یه نگاهی کرد به مهمون

دید که گوشاش درازه

دهنش بازه، بازه


شاید می خواد بخوردم

یا با خودش ببردم


پس می رم پیش مامانم

آنجا می مونم


مادر موشه عاقل بود

زنی با هوش و کامل بود


یه نگاهی کرد به مهمون

گفت ای بچه جون!

این خرگوشه

خیلی خوب و مهربونه


پس برو پیشش سلام کن

بیارش خونه


برچسب‌ها: شعر اقا خرگوشه برای بچه کوچولو ها, شعر کودکانه, جانوران, خرگوش


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 توسط سمیه طائی

                              تو حوض خونه ما

تو حوض خونه ما


ماهيهاي رنگارنگ


بالا
و پايين مي رن


با پولکاي قشنگ


کلاغه تا مي بينه

کنار حوض مي شينه



مي خواد ماهي یگيره






ماهيا تا مي بينن


به زير آبها ميرن



کلاغ شيطون مي شه


زار و پريشون



کلاغ شيطون مي شه


زار و پريشون



برچسب‌ها: تو حوض خونه ما, شعر کودکانه, شعر, ماهی, جانوران, واحدکار جانوران


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 توسط سمیه طائی

 
                                کلاغه میگه قار قار

کلاغه می گه قار قار،آی بچه هاخبردار

کلاغه می گه قار قار

آی بچه هاخبردار

یه بچه بی اجازه

رفته در مغازه

خریده چیپس و پفک

هم تمبر و هم لواشک

خورده هرچی خریده

حالا رنگش پریده

بدجوری داره دل درد

رنگش شده زرد زرد

می خواد بالا بیاره

ببین چه حالی داره

اشکاش می ریزه شرشر

براش نوشته دکتر

شربت وقرص وکپسول

سرم با چند تا آمپول

تا نزنه آمپولاش

تا نخوره سوپ وآش

تبش نمی شه کمتر

حالش نمی شه بهتر

شاعر:انسیه نوش آبادی(بخش کودک و نوجوان تبیان)


برچسب‌ها: کلاغه می گه قار قار, آی بچه هاخبردار, شعر کودکانه, شعر


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 توسط سمیه طائی


                   شعر,شعر کودکانه

گاو بی‌خیال

گُنده است و او دارد

وزن و هیکلی سنگین

خوش به حال گاوی که

ذره ای نشد غمگین

یونجه می خورد هر روز

غصه ای ندارد او

می رود به هر جایی

بوده قلدُر و پُر رو

دائماً دُمَش را نیز

می دهد تکان اما

خسته هم نمی گردد

گاو گنده و زیبا

روز و شب، مگس ها را

می پراند او با دُم

با صدای زنگوله

لحظه ای نگردد گُم

اهل بازی و تفریح

هست و بادُمش شاد است

از تمام غم ها نیز

راحت است و آزاد است

بی خیال و دل گنده

هست و بوده او نادان

داده حقو به او روزی

مانده عقل ما حیران

منبع:دیدنی های خدا


برچسب‌ها: گاو بی‌خیال, شعر کودکانه, شعر, جانوران, واحد کار جانوران


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم اردیبهشت 1391 توسط سمیه طائی

 

                                            شعر زیبای خروس آواز خون

خروس داره ميخونه

چشمات واكن پاشو


با چشمه و پرنده

دوباره هم صدا شو


پر شده كوچه هامون

از صداي دوره گرد

سبزي فروش جوان

شير فروش پيرمرد

رفته گراي عزيز

ساعتي را بيدارن


نانوايي هاي محل                     باز نان تازه دارن


باد ميوزد هنوز

در ميان كوچه ها


خانه خالي است باز

از حضور بچه ها

شاعر: ايرج قنبري


برچسب‌ها: شعر کودکانه خروس آواز خون, شعر, شعر کودکانه, جانوران, خروس


نوشته شده در تاريخ جمعه یکم اردیبهشت 1391 توسط سمیه طائی

 

من كه به اين قشنگي ام

با پر و بال رنگي ام

يكه خروس جنگي ام

قوقولي قو قو

خروس

ببين ببين تاج سرم

ببين ببين بال و پرم

اين قد و بالا را برم

قوقولي قو قو

خروسخروس

منم خروس خوش صدا

هميشه بانگ من به پا

ببين مرا ببين مرا

قوقولي قو قو

خروس

دهم هميشه آب و دان

به مرغ و جوجه ها نشان

منم خروس مهربان

قوقولي قو قو


برچسب‌ها: شعر کودکانه خروس جنگی, شعر کودکانه, شعر, خروس, جانوران


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 توسط سمیه طائی

 

خونه زیبای ما

وقتی تو خونه مامان خنده به لب داره


دنيا می خنده به ما شادي مياره


بابا که از در مياد با بوسه شيرين


براي ما بچه ها هديه مياره



تو باغچه خونه ما پر از گل و گياهه


اگه رو سبزه و گل بذاريم پا گناهه


ما مثل شاپرکها مي رقصيم دور گلها


با هم آواز می خونيم تو اين خونه زيبا


برچسب‌ها: خونه زیبای ما, شعر کودکانه, شعر


نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم فروردین 1391 توسط سمیه طائی

 

شعر کودکانه

کی بود کی بود؟


یه صابون کوچیک موچیک

گریه می کرد چیلیک چیلیک

غصه می خورد همیشه

می گفت چرا صابون بزرگ نمی شه

هر روز دارم آب می خورم تَر می شم

ولی کوچیک تر می شم

رفتم پیشش نشستم

براش یه خالی بستم

گفتم من هم اون قدیما غول بودم

مثل تو خنگول بودم

کوچیک شدم که با تو بازی کنم

سُرت بدم سُرسُره بازی کنم


برچسب‌ها: شعر کودکانه, صابون, بهداشت


نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم فروردین 1391 توسط سمیه طائی

 

شعر بهار,شعر کودکانه

بهار میاد، با گلهای رنگارنگ

بازم بهار می خواد بیاد

مهمون خونه ها بشه

می خواد یه کاری بکنه

لبها به خنده وا بشه

پروانه ها رو میاره

پر بزنن تو باغچه ها

صورت گل را ببوسن

حرف بزنن با باغچه ها

آدمها رو وا می داره

خونه تکونی بکنن

بلبلا ر ووا می داره

تا نغمه خونی بکنن

به ابر می گه بازم ببار

به روی هر شهر و دیار

بازم شکوفا می کنه

گلها رو توی سبزه زار

بهار میاد با یک سبد

پر از گلای رنگارنگ

روی لبات جا می ذاره

یه خنده ناز و قشنگ

منبع:صدای قاصدک


برچسب‌ها: شعر کودکانه, شعر بهار


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم فروردین 1391 توسط سمیه طائی

 

www.bandarstudents.blogfa.com

ای گل گل ها سلام
مهدی زهـــرا سلام


آقای مهــــــــربونم
درد و بلات به جونم


مکه ای کربلایــی ؟
نمی دونم کجـــایی


اما تا زنـــده هستم
منتظـــرت نشستم


دوست دارم همیشه
دلم برات تنگ میشه


برچسب‌ها: شعر کودکانه, سلام سلام, امام مهدی, ع, آقای مهربون, دوست دارم


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 توسط سمیه طائی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.


آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ